|
از هر دری سخنی
|
كودك كه بوديم چه دلهاي بزرگي داشتيم
اكنون كه بزرگيم. . .
چقــدر دلتنگيــم
سر ما سَرسَری آمد دلارام
همه حُکم گل روی ِ مه آرام
روا داری گلم ، هوهو درآرم ؟
طلوع درد را والا مدارم
که دامی در سر روح مَهی کرد؟!
که دل ها را هوادار رهی کرد؟!
دگر رسم دلم عالی مداری
دگر در کوی ما ، راهی مداری
هوای کوه او همراه کردم
دلم درهمرهی گمراه کردم
دگر طاووس را سودا سرآمد
گره در کار ما والا درآمد
دُعا آرم که الله ام، سر آرد
دل ِ رسوای او در دل مکارد
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگها بحث مىکرد.
معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد
زیرا با وجودى كه پستاندار عظیمالجثهاى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد.
دختر کوچک پرسید: پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده
شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمىتواند آدم را ببلعد. این از
نظر فیزیکى غیرممکن است.
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مىپرسم..
معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید
پدر بزرگ، درباره چه می نویسید؟
درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می
نویسم.
می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی. پسرک با تعجب به مداد
نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید:
-اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام! پدر بزرگ گفت: بستگی
دارد چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان
بیاوری ، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :
صفت اول: می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که
دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست
خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.
صفت دوم: باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش
استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش
تیز تر می شود (و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس
بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان
بهتری شوی.
صفت سوم: مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک
کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای
اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.
صفت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که
داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سر انجام پنجمین صفت مداد: همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس
بدان هر کار در زندگی ات می کنی، ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت
به هر کار می کنی، هشیار باشی وبدانی چه می کنی
دارم دعا مي کنم
دعا مي کنم که کودکان تقويم هاي نيامده
نام خفاش و خورشيد را در کنار هم بنويسند
دعا مي کنم که صداي سرخ سنگ انداز
در چارچوب بال هيچ چکاوکي شنيده نشود
دعا مي کنم که هيچ ديواري
چشم در راه پگاه پنجره نماند
دعا مي کنم که هيچ آسماني
از سقوط حواصيل ترانه نخواند
دعا مي کنم که مهرباني باد
برگ برگ حکايت ما را
به نشاني سبز ستاره ها برساند
دارم دعا مي کنم
يک چشم من از فراق تو گريست
چشم دگرم حسود بود و نگريست
چو روز وصال شد او را بستم
گفتم نگريستي پس نبايد نگريست
خدایا
یادم بده
یادم باشه
یادت باشم...
حلول ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و برکت و غفران مبارک باد
صدفی به صدف دیگر گفت : درد زیادی در درونم احساس میکنم .
دردی سنگین که مرا عذاب می دهد . صدف دیگر با غرور گفت :
ستایش خدای آسمان و زمین را که من هیچ دردی را در خود ندارم
خوب هستم و سلامت !
در همان لحظه خرچنگی از آنجا عبور می کرد
و صحبت آنها را شنید رو کرد به صدف از خود راضی و گفت :
بله تو کاملا خوب و سلامتی " اما دردی که همسایه ات را می آزارد
مرواریدی بی نهایت زیباست که تو از آن بی بهره ای
